خدمات ایمنی و آتش نشانی

خدمات ایمنی و آتش نشانی

تبريز

تبريز،اولين شهري بود كه در ان بلديه تاسيس شد و قاسم خان والي، كه در تاريخ ان شهر نماد خدمت به مردم در سال هاي اوليه قرن ١٣شمسي محسوب مي شود،١٠سال بعد از تولد بلديه، در گوشه ديگري از شهر، در خيابان خاقان، نبش خيابان بهادري امروز، بنيان تشكيلاتي را گذاشت كه در ارديبهشت ماه سال١٢٩٦شمسي افتتاح شد و به دليل وظيفه خاصي كه براي ان تعريف شده بود، از همان ابتدا به اطفائيه شهرت يافت.

پيش از ان، در سال ١٢٢١شمسي ماموران روسيه تزاري براي تامين امنيت و حفظ منافعي كه در تبريز داشتند،امكاناتي را به امر اتش نشاني اختصاص داده بودند، كه از تعدادي پمپ دستي دو طرفه، از جنس برنز و مس براي پمپاژ اب تشكيل مي شد.اقدامات روس ها در تبريز، اگر حكم نخستين سند پيرامون تاسيس نهادي رسمي براي مبارزه بااتش در ايران١٦٥سال پيش را دارد، ولي اسناد تاريخي گواهي مي  دهد كه از ان امكانات فقط براي اطفاءع حريق استفاده مي شد و براي مقابله با ساير حوادث كارايي نداشت.در هرحالي كه قاسم خان والي،وقتي اداره اطفائيه تبريز را بنيان نهاد،رسيدگي به ساير حوادث غير مترقبه، از سيل و زلزله گرفته تااوار،سقوط از بلندي و...را هم جزو وظايف اطفائيه قرار داد و كوشيد ابزار و ادوات مقابله با ان سوانح نيز تهيه شود و در اختيار ماموران اداره اطفائيه قرار گيرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 19:5  توسط مجید حق دین  | 

تاسيس اولين اتش نشاني

امير كبير كه برنامه هاي اصلاحي متعددي براي تغيير سيماي كشور داشت و بر اساس ديده ها و شنيده هايش از  زندگي مردم كشور هاي ديگر و بيش از همه بر اساس مطالعات و انديشه هايش علاقه مند بود طرحي نو در اندازد و به عقب ماندگي ديرينه كشور خاتمه دهد،نخستين كسي بود كه تصميم گرفت به موازات اگاه ساختن مردم نسبت به خطرات اتش، نهادي هم براي مقلبله باحريق در همه جاي كشور ايجاد كند و به خاطر اينكه در دوره وليعهدي ناصر الدين شاه سال ها در تبريز خدمت كرده بود و خود ديده بود در ان شهر تاسيسات و تجهيزاتي به امر اتش نشاني تخصيص يافته است،قصد الگوبرداري از اقدامات انجام شده در ات شهر و تعميم اتش نشاني در سطح كشور را داشت.اما افسوس كه عمرش كفاف نداد تا ايده هلي خود را به مرحله اجرا برساند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 15:50  توسط مجید حق دین  | 

سلام عرض می کنم خدمت شما مخاطبین  عزیز.

جا داره از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مرکز قورچی باشی  ، تشکر کنم . و سعی می کنم در اسرع  وقت مطالبی در خصوص چهارشنبه سوری هم داشته باشیم.  امروز ۲۵ اسفند ماه ، در خدمت مراکز سنجان، پارک امیر کبیر، و شهر صنعتی اراک بودم و آموزش عملی استفاده از کپسول آتش نشانی را با حضور پرسنل محترم و بچه های عضو کانون برگزار کردیم که از همگی این دوستان هم تشکر می گردد. ضمنا جا دارد از همکاری های بسیار ارزشمند برادر عزیز جناب آقای حقی مدیر محترم کانون و نیز جناب آقای بداغی مدیر محترم حراست کانون و نیز آقایان جمشیدی و کاظمی امور مالی محترم و نیز راهنمایی های ارزنده سرکار خانم آذر پی مدیر محترم حوزه هنری و آقایان فراهانی و عرب ، تقدیر و سپاس ویژه داشته باشم که مقوله ، ایمنی  مراکز ونیز تجهیز و تدارک بخش های مختلف کانون را در اولویت های خود قرار داده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 16:21  توسط مجید حق دین  | 

آن روز، ذهن امیرکبیر ، مدتی طولانی با موضوع گزارشی که خوانده بود، درگیری داشت و برای حل مشکل از هر راهی وارد می شد، به بن بست می رسید و هر بار به خود می گفت:

کاری نمی توان کرد.هیچ قانون و قاعده ای وجود ندارد که بر اساس آن بتوان قهوه چی متخلف را مورد بازخواست قرار داد یا از این کار خطرناک منع کرد.تازه اگر هم قانونی وجود داشت با یک گل بهار نمی شد. به فرض هم که بامیرزا احمد برخورد شود، او تنها آدم متخلف نیست و نمی توان بالای سر یکایک مردم مراقب گماشت تا مرتکب چنین تخلفی نشوند.

اما ناگهان، جرقه ای ذهنش را روشن کرد:

یک کار می توان انجام داد... کاری که گذشتگان غفلت کرده و هیچ وقت انجام نداده اند. باید فهم مردمی راکه به دلیل جهل یا غرض فرمانروایان همیشه در بی خبری نگه داشته شده اند، بالا برد تا خودشان بتوانند نفع و ضرر را تشخیص بدهند و از اقدام به کارهایی که به صلاحشان نیست، خودداری کنند و چنین کاری، فقط از دو طریق امکان پذیر است: اول احداث مدرسه در همه جای کشور و بعد انتشار روزنامه  ای که از طریق آن بتوان در زمینه مسایل مختلف، مردم را آگاه و به آن ها اطلاع رسانی کرد.

دقیقا از  همان روز، امیر کبیر به فکر اجرای سریع اندیشه هایی افتاد که از مدت ها پیش در ذهن داشت و به همت او در سال 1230 شمسی، ابتدا یک کارخانه کاغذ سازی در شمال شرقی تهران تاسیس شد و کاغذ های تحریری مرغوبی از آن بیرون آمد که به کاغذ امیری شهرت یافت و وقتی خیالش از بابت تامین کاغذ راحت شد، به موازات فعالیت کارخانه کاغذ سازی، دستور به انتشار روزنامه  وقایع اتفاقیه دادو از بین افراد صاحب صلاحیتی که می شناخت، میرزا جبار تذکره چی را به عنوان مدیر روزنامه تعیین کرد و کار مباشرت ترجمه روزنامه را به برجیس صاحب داد و سپس در روز پنجم ربیع الاول 1268(دیماه1231) در بخش شمالی ارگ شاهی و در محل  علی خان شیرازی(وزیر خارجه) افتتاح کرد و تصمیم گرفت از دانش آموختگان آن مدرسه برای تامین معلم بقیه مدارس کشور استفاده کند.

 

سابقه مبارزه با آتش

سابقه آتش سوزی در دنیا،چیزی کم تر از تاریخ کشف آتش توسط انسان ندارد و بدون آن که نیازی به ارایه مدارک و اسناد تاریخی باشد، می توان حدس زد و باور داشت که انسان از وقتی آتش را شناخت،پیوسته در معرض خطرات ناشی از آن بود و البته، اسناد و مدارک متعددی نیز موجود است و تایید می کند افزون بر آتش سوزی های مهیبی که در ایران اتفاق افتاده و به برخی از آن ها اشاره شد، مردمان کشور های دیگر نیز به کرات صدمات سنگین ناشی از حریق های عمدی یا اتفاقی را تجربه کرده اند و به همین دلیل، از دیر باز یافتن را ه هایی برای مقابله با آتش مورد توجه مردم بسیاری از نقاط جهان بوده و شواهد موجود حکایت از آن دارد که رومیان باستان برای محافظت از جان و مال مردم، حراست از جنگل ها و مراتع و همچنین حفظ بناهای عمومی که حکم سرمایه های ملی را داشت،تجهیزات ویژی ای تامین کرده و افرادی را برای مقابله با حریق های احتمالی در نظر گرفته شد و حتی فردی به نام هرون از اهالی اسکندران، دستگاه ویژه ای برای خاموش کردن آتش ساخت که تا مدتی نسبتا طولانی استفاده از آن فقط در انحصار مصریان بود، اما بعدها تکنولوژی ساخت و تکنیک استفاده از آن، توسط سیاحان و مسافران به ممالک دیگر نیز راه یافت مورد استقبال و تقلید قرار گرفت، در چین قدیم هم ، پایگاه هایی به فاصله 500 متر از همدیگر ساخته شده بود، که سربازانی مجهز به وسایل اطفاء حریق در آنها مستقر بودند و چنانچه در جایی از شهر ها آتش سوزی اتفاق می افتاد، می توانستند در اسرع وقت خود را به آنجا برسانند.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 15:59  توسط مجید حق دین  | 

همچنین امیر کبیر می دانست در واپسین سال های سلطنت هخامنشیان نیز آتش سوزی در تخت جمشید باعث از میان رفتن بخش عظیمی از ثروت ملی شده، و در سال ۳۲۵ هجری قمری ، بغداد که در آن زمان جزو قلمرو ایران به شمار میآمد، به کام حریقی فرو رفت که دوشبانه روز ادامه داشت و شهر را به کلی ویران کرد . مغولان هم قسمتهای وسیعی از ایران را به آتش کشیدند و در شب سه شنبه دوازدهم ماه شوال ۱۰۹۸ ه ق ، آتشی که در یکی از خانه های ساری برافروخته شده بود،منجر به آتش سوزی مهیبی شد که پس از ساعتی ،دامنه اش تمام شهر را در بر گرفت .

از یاد آوری آتش سوزی هایی که در ایران اتفاق افتاده بود ،پشت امیر لرزید و به نظرش رسید صرف نظر از آتش سوزی هایی که عمدی بوده وقوع  حریق حادثه ایست که هر زمان دیگر و در هر جای دیگری از کشور نیز احتمال دارد اتفاق بیافتد و این  در حالی است که هیچ کجای مملکت ، امکاناتی نیز برای مبارزه با حریقهای اتفاقی و آتش سوزیهایی که ناشی از  بی احتیاطی مردم باشد ، وجود ندارد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 21:35  توسط مجید حق دین  | 

با سلام و درود

در ادامه مطالب گذشته:

موضوع گزارش، خصوصا که مشابهات متعددی داشت، به نظر امیر کبیر جالب آمد، یک بار دیگر گزارش را که مختصر و مفید هم نوشته شده بود، خواند و متحیر ماند که چه کند و چون چیزی به نظرش نرسید، از جا برخواست، مشغول قدم زدن در طول و عرض اتاق و فکر کردن شد و وقتی نتیجه ای نگرفت، کوشید تا به بقیه کارهای روزانه خود بپردازد. از فکر گزارشی که خوانده بود، بیرون بیاید.

امیر کبیر، که اطلاعات خوبی در زمینه های مختلف داشت و خوب می دانست تاریخ نخستین آتشی که که توسط انسان افروخته شد از چهار هزار سال تجاوز می کند، این را هم می دانست که آتش یکی از کشفیات مهم بشری است اگر چه عاملی بسیار مهم برای رفاه و آسایش انسان و نجات او از تاریکی و سرما و مدد کار بشر در پخت غذا و عامل رشد بسیاری از صنایع اولیه است و انسان با استفاده از آن توانسته به پیشرفت های قابل اعتنایی در زمینه ابزار سازی، سفال سازی،شیشه گری، ذوب فلزات و ... دست یابد، اما خارج شدن آن  از کنترل هم می تواند خطرات جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد.

او که تاریخ را خوب خوانده بود و به خوبی خبر داشت در تاریخ کشورمان آتش سوزی به کرات  شهرهایی را به کام خود کشیده و حتی به ورطه نابودی افکنده است، شهر سوخته در ۶۷ کیلو متری جنوب زابل فعلی در استان سیستان و بلوچستان را به یاد آورد که در سال های ۳۲۰۰ تا ۲۱۰۰ پیش از میلاد رشد و شکوفایی خاصی داشت و چندین بار در آتش سوخت و دوباره بازسازی شد.شهری که حداقل در روزگار ما کاوش های باستان شناسی انجام شده در آن ثابت کرده حداقل چهار دوره مشخص آبادانی به خود دیده و ظاهرا در چهارمین دوره حیاتش بر اثر آتش سوزی به کلی ویران شده و از بین رفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 15:35  توسط مجید حق دین  | 

آتش نشانی در ایران

سلام و درود به شما دوستان عزیز.

امیدوارم که حالتون خوب باشه و ساعات زندگیتون قرین پیروزی و موفقیت.

در این بخش که در واقع شروع مطالب  هست ، قصد دارم اطلاعاتی در خصوص تاریخچه آتش نشانی در ایران و اینکه چه شد که ایستگاه های آتش نشانی در ایران تاسیس شد ، خدمتتان ارایه دهم. البته مطالب این نوشته مجموعه ای تحت عنوان الو 125 از انتشارات همشهری -ونوشته آقای محمد رضا حسن بیگی است که البته من سعی میکنم در چند نوبت مطالب بسیار ارزشمند این کتاب را برایتان مطرح کنم.

پیش درآمد

امیرکبیر، تازه به محل کارش رسیده بود و می خواست کار روزانه اش را شروع کند که یکی از خفیه نویسان وارد شد و گزارشی را به رویت وی رساند:

"حاجی میرزا احمد نام، قهوه خانه سرپوشیده ملکی سراج الملک را که نزدیک قراول خانه دروازه قدیم شمیران واقع است،اجاره کرده،بالا خانه و خود قهوه خانه را مملو از چلیک های نفت کرده است. این انبار خیلی خطر دارد.چنانچه خدای نخواسته حریق در آنجا واقع شود،معالجه پذیر نیست.لذا مراتب به جناب وزیر نظام اطلاع داده شد"

امیر، نگاهی به گزارش انداخت، ابروانش را در هم کشید، دقایقی را به فکر کردن گذراند و بعد، زیر لب زمزمه کرد:امان از جهل! امان از طمع! این مردم به فکر خودشان هم نیستند و هیچ فکر نمی کنند که انبار کردن نفت، آن هم در مجاورت آتش اجاق ودر جایی که هر روز ده ها نفر به آن تردد می کنند و چپق و قلیان می کشند، چقدر خطر دارد و یک جرقه چطور ممکن است تمام زندگیشان را خاکستر کند.امیرکبیر که تازه چند ماهی می شد زمام امور کشور را به دست گرفته بود و علاقه و اشتیاق زیادی داشت تا تغییرات دلخواهش را در نظام سیاسی و اجتماعی کشور شروع کند و ضمنا در روزهای قبل نیز چنان گزارشهایی به دستش رسیده بود، با خود اندیشید:شواهد نشان می دهد قهوه خانه میرزااحمد تنها مکانی نیست که چنین وضعیتی دارد و قطعا خیلی های دیگر هم ممکن است اشتباه او را کرده باشند.

تا قبل از صدارت امیرکبیرِ، نفت مورد نیاز مردم برای مصارف سوخت و روشنایی، در بشکه های ۱۱۰ کیلویی، به وسیله شتر ، از بادکوبه روسیه وارد می شد و مردم برای خرید نفت از ظرف هایی به گنجایش دوسیر نیم(۵/۱۸۷گرم)،پنج سیر(۳۷۵گرم) و چارک(۷۵۰گرم) یا بزرگتر ،استفاده میکردند،اما در آن زمان بعضی تجار، برای آنکه صورت حلب های ۲۰ کیلویی هم وارد می کردند. با این حال به دلیل وارداتی بودن نفت و از آنجا که گاهی به طور نامرتب توزیع می شد، یا برخی محلات اصلا توزیع نمی شد، گروهی از مردم دسترسی دایمی به نفت نداشتند  و برای اینکه از نظر تهیه آن در مضیقه نمانند، هر گاه نفت گیرشان می آمد مقدار زیادی از آن را خریداری می کردند خصوصا از وقتی واردات نفت چلیکی رایج شد، به دلیل آن که نگهداریش ساده تر بود، انباشت نفت توسط خانواده ها و خصوصا کسانی که از نظر شغلی نیاز بیشتری به نفت داشتند شدت گرفت.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 22:55  توسط مجید حق دین  | 

سلام و آغاز کلام

به نام یگانه دادار هستی ، به نام او که ما هر چه داریم همه از لطف بیکران اوست.و سلام درود به شما مخاطبین عزیز ،شما خوبان همراه با سایت ایمن کار ، امیدوارم در هر کجای ایران سربلند هستید شاد و موفق باشید و خوشحالم از اینکه با این سایت در خصوص انواع کپسول های آتش نشانی و شارژ آن و نیز روش استفاده از آن در خدمت شما عزیزان باشم.البته سعی من بر این است تا در خصوص سیستم های ایمنی و آتش نشانی و فعالیت های ایمن کار در این خصوص برایتان بنویسم. تلفن:۰۹۱۹۱۷۵۴۹۶۱
                                                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 15:47  توسط مجید حق دین  |